آیا نقاب‌های شخصیتی خود را می‌شناسید؟

۱۲:۰۹ ق.ظ ۱۷/مهر/۱۳۹۹

نقاب شخصیتی چیست؟

من نمی‌دانم که چقدر با مقوله‌ی نقاب‌های شخصیتی آشنایی دارید. اما خوب دانستم در موردش بنویسم. آن‌ هم بعد از کلام‌های تاثیرگذار کلاس‌های خودشناسی آقای پیرحیاتی.

ایشان چهارشنبه‌ها کلاس‌های خودشناسی در گروه تلگرامی دارند.

 سلسله مباحث ایشان امشب به بحث شیرین نقاب‌ها رسید.

این متن برگرفته از نظریات و بیانات ایشان است. در  بسیاری از نکات این نوشته مستقیما کلام پرنفوذ ایشان در کلاس درسشان بیان شده است‌.

نقاب‌های شخصیتی از قدیم‌الایام به صورت غریزی در انسان نخستین و به صورت آگاهانه به قصد بقا شکل گرفته است. اما اکنون به صورت مقوله‌ای ناخودآگاه در آمده است‌.

نقاب آن چیزی است که هر فرد در ارتباطات اجتماعی خود به چهره می‌زند تا مورد قبول و پذیرش دگران قرار بگیرد. در واقع نقاب لباسی است که انسان را از خودِ حقیقی او دور می‌سازد.

آیا شما دارای نقاب‌ شخصیتی هستید؟ آیا موقعیت‌هایی که سبب می‌شود تا نقاب بر دلتان بزنید می‌شناسید؟

این متن به شما کمک می‌کند نقاب به چهره نزنید. و خودِواقعی‌تان باشید.

صائب تبریزی در شعری می‌گوید:

زهی نقاب جمالت برهنه رویی‌ها

خموشی تو زبان بند کامجویی‌ها

ز سرو قد تو یک جلوه، عالم آشوبی

ز نوبهار تو یک برق، تندخویی‌ها

که نام شهرت یاقوت می برد امروز؟

که ختم شد به عقیق تو نامجویی‌ها

فتاده است چو تقویم کهنه از پرگار

به دور حسن تو، مجموعه نکویی‌ها

اگر چه آن مژه را خواب ناز سنگین است

دمی ز پا ننشیند ز فتنه‌جویی‌ها

بشوی دست ز اصلاح تن، به جان پرداز

که دل سفید نگردد ز جامه‌شویی‌ها

 

چرا ما نقاب می‌زنیم؟

  • اساسا نقاب‌ها بر چهره زده می‌شوند تا منفعتی را برای ما تامین کنند. هر جا رد پایی از نقاب در شخصیت آدم وجود داشته، قطعا منفعتی در کار بوده است.
  • ممکن است افراد از ترس طرد‌شدن و غیر‌قابل قبول‌بودن و تایید‌شدن  نقاب بزنند. به طور مثال، کارمندی از ترس اخراج شدن یا منفعت مالی ممکن است نقاب‌هایی چون راست‌گویی، آرامش و متعهد‌بودن را بزند. غافل از اینکه اینها نقاب هستند و منِ واقعی او فردی چاپلوس یا عصبی و مسئولیت‌ناپذیر است.
  • فرض کنید در حال قدم‌زدن در جزیره ماداگاسکار هستید. جنبده‌ای می‌جنبد اما نمی‌فهمید چیست. آری!  این موجودی که از ترس حضور شما رنگ عوض کرده است یکی از صد و هشتاد گونه آفتاب‌پرست موجود در دنیا است.

حال به بررسی و تحلیل این موجود می‌پردازم.

چرا آفتاب‌پرست نقاب می‌زند یا پوستین عوض می‌کند؟

فکر می‌کنید چرا؟

یکی از علت‌ها نشان داده است که آفتاب‌پرست‌ها به عنوان بروز احساسات رنگ عوض می‌کنند.

زمانی که می‌ترسد.

زمانی که حس حضور دشمن و خطر را می‌کند.

زمانی که هیجان‌زده می‌شود.

و هنگام تابش خورشید.

اینها همه و همه دلیل‌هایی برای تغییر رنگ آفتاب‌پرست هستند.

  • به گمان من درک آفتاب‌پرست به درک نقاب‌های شخصیتی در ما کمک می‌کند.

همین تابش خورشید را در نظر بگیرید. یکی از عواملی که ما را همچون آفتاب‌پرست به نقاب‌زدن سوق می‌دهد، قرار گرفتن در مقابل کسانی است که همچون خورشیدند. ممکن است زمانی که من در مقابل استادی، مرادی، راه‌بلدی یا اهل فنی قرار می‌گیرم برای اینکه منفعتم تامین شود، یا ضعف‌های خودم را پنهان کنم، نقاب فهم و کمالات بر چهره بزنم. در صورتی که در واقعیت اینگونه نباشد.

  • یکی دیگر از مواقعی که در خطر نقاب‌زدن قرار می‌گیریم هیجان‌زدگی است‌. درست مانند همین آفتاب‌پرست ماداگاسکاری.

مثلا من در مهمانی‌ای حضور پیدا می‌کنم. هیجان‌زدگی بر من مستولی گشته. دلم می‌خواهد با فلان شخص ارتباط برقرار کنم. این حس و حال ممکن است اگر ناخودآگاه باشد برای تامین نظر طرف مقابل یکی از نقاب‌های مطلوب را انتخاب کنم و وارد عمل شوم.

 

چندین نکته و راهکار را در مورد نقاب‌افکندن را به خاطر بسپارید:

  • به قدری گاهی تغییر نقاب‌ها در انسان به سرعت صورت می‌گیرد که غیر قابل تصور است.
  • موقعیت‌هایی که در آنها من دچار نقاب‌زدن می‌شوم را بشناسم. نقاب‌ها و علت درونی آن را بفهمم. نقاب‌های خودم را بپذیرم. در مقام انکار آنها برنیایم.
  • من اگر دچار نقاب‌زدن بر شخصیت خودم هستم، به طور واضح و شفاف، به صورت جدی و موشکافانه بررسی کنم چه نقاب‌هایی و در کجاها بر چهره می‌زنم؟ و آنها را یک به یک بنویسم و مرور کنم.
  • با شناخت آن نقاب‌ها نگران نشوم. اگر دوباره در موقعیتی خودِواقعی‌ام نبودم بعد از آن خودم را سرزنش و ملامت نکنم.
  • احساسات خودم را مدام نقد و بررسی کنم. این کار منجر به خودآگاهی من در زمان حال می‌شود.

خودآگاهی در راه نقاب‌افکنی خودم چه نقشی دارد؟

همانطور که اشاره کردم بررسی احساسات در این مورد قطب‌نمای خوبی برای درک و شناخت نقاب‌ها خواهد بود.

و خودآگاهی باعث می‌شود مدام بر احساسات اکنونم اشراف و ادراک درستی داشته باشم.

این احساسات چه کار‌کردی در مورد شناخت نقاب‌ها دارد؟

احساسات در وجود من همچون زنگ هشداری خواهد بود تا بدانم بروز این احساس در من ممکن است به بروز فلان نقاب به شخصیتم شود. مثلا بروز احساس خشم در من در محیط کار یا جلسه‌ی کاری سرنوشت‌ساز به من هشدار می‌دهد: این سکوت و عاقلانه رفتار کردن منفعت من را طلب‌کرده و لاجرم نقاب مبادی آداب بودن بر چهره زده‌ام. درصورتی که در درونم می‌دانم شخصیتی عصبی، پرخاشگر و بی‌ادب دارم.

  • حال نوبت این فرا می‌رسد تا درصدد مخالف نقاب اقدام کنیم.

بنابراین مادامی که بررسی چرخه پذیرش نقاب، خودآگاهی، هشدار و نظاره‌گری و اقدام علیه نقاب صورت می‌گیرد، در مغز ما خود به خود یادگیری جدیدی شکل می‌گیرد و منجر به تغییر رفتارمان می‌گردد.

نقاب شخصیتی را کارل گوستا یونگ در نظریه کهن الگوها بیان کرده است.

من امشب در کلاس خودشناسی آقای پیرحیاتی با آن‌ آشنا شدم. بسیار برایم آموزنده و موثر بود.

زاهد از اندوهِ رسوایی به رخ دارد نقاب

ورنه پیشِ دیگران خود بی‌نقاب آید برون

6 پاسخ به “آیا نقاب‌های شخصیتی خود را می‌شناسید؟”

  1. Avatar معصومه عظیمی پارسا گفت:

    زهرا جان از قلم شیوایت لذت بردم. امیدوارم بتوانیم نقابهایمان را بشناسیم و آنها را کنار بزنیم.

  2. Avatar مهرشید قاسمی گفت:

    خیلی جالب بود و منم اولین بار بود راجع به این موضوع میخوندم، مفید بود 🙏🏻🌹🌸موفق باشی

  3. Avatar مینو گفت:

    مقاله جالبی بود، به این فکر می‌کنم که چقدر بعضی از نقاب‌های من قدمت دارن و تبدیل به بخشی از وجودم شدن و قطعا شکستن اونها میتونه بسیار سخت و دردناک باشه. اما در گام اول پذیرفتن این که نقاب داریم هم میتونه قدمی برای شروع باشه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز